جبهه؛ برنامهای که خاطره را به زندگی روزمره پیوند میزند
در سالهایی که تولیدات تلویزیونی بین سرگرمیهای پرزرقوبرق و تاکشوهای کلیشهای در جریان است، برنامه «جبهه» با تکیه بر روایتهای انسانی و تجربههای زیسته، سعی در ارائه مسیری متفاوت دارد.
این برنامه با استفاده از قالب خاطرهگویی و روایتهای دستاول، تلاش میکند تا ارتباط موثری با مخاطب روزهدار برقرار کند. «جبهه» بر انسان، چه روایتگر خاطرهای از جبهه و چه کسی که از مقاومت در زندگی روزمره میگوید، تمرکز دارد. این امتداد معنایی «جبهه» از میدان جنگ به میدان زندگی، یکی از هوشمندانهترین انتخابهای این برنامه است که مفهوم جبهه را از جغرافیا به یک وضعیت انسانی ارتقا میدهد؛ وضعیتی که هر مخاطب میتواند بخشی از آن باشد.
مزیت قابل توجه برنامه، حفظ لحن طبیعی مهمانان است که این بیتکلفی، سرمایه اصلی اثر را تشکیل میدهد. مخاطب حس نمیکند که با یک متن از پیش نوشته شده مواجه است، بلکه با انسانی روبهرو است که تجربهای زیسته را روایت میکند. این کیفیت، بهویژه در شبهای رمضان که ذهن و دل مخاطب آمادهتر است، تأثیر بیشتری میگذارد. «جبهه» در این ایام، فراتر از یک برنامه، حالوهوایی مشترک از معنویت ایجاد میکند.
نکته دیگر، تنوع مهمانان و افراد دارای داستانهای متفاوت است. این تکثر، برنامه را از تکرار نجات داده و آن را به آینهای چندوجهی تبدیل کرده است. هر شب، روایتی جدید عرضه میشود، بدون اینکه حس تکرار غالب شود.
با این حال، برنامه هرگاه از این سادگی فاصله میگیرد و به شعار میپردازد، آسیب میبیند. بخشهای نمایشی یا حضور پررنگ مجری کارشناس، گاه بیشتر از آنکه مکمل روایت باشند، ریتم عاطفی آن را مختل میکنند. «جبهه» بیش از هر چیز در روایتگری خالص نفس میکشد و وقتی بهترین است که فقط گوش میدهد و اجازه میدهد روایتها خودشان کارشان را انجام دهند.
در مجموع، «جبهه» را میتوان تلاشی مؤثر در مرور خاطرات دفاع مقدس در قاب تلویزیون به شمار آورد.