چالشهای اطلاعرسانی و وظایف رسانه ملی در عصر فعلی
چالشهای رسانه ملی در زمینه روایتگری و اطلاعرسانی، پس از اظهارات اخیر رئیسجمهور درباره عملکرد این رسانه، بار دیگر در معرض بحث و بررسی قرار گرفته است. این اظهارات به بررسی نقش رسانههای عمومی و مسئولیت آنها در شرایط حساس کنونی جامعه میپردازد.
در روزهای اخیر، موضوع عملکرد رسانه ملی در انعکاس دیدگاههای مختلف در برنامههای خبری و تحلیلی، بار دیگر مورد توجه برخی رسانهها قرار گرفت. ماجرا از آنجایی آغاز شد که دکتر پزشکیان، رئیسجمهور کشورمان، در دیدار با رئیس و جمعی از مدیران سازمان صداوسیما، ضمن تقدیر از نقش رسانه ملی در روایتگری جنگ اخیر گفت: «گاهی برخی کارشناسان در رسانه ملی سخنانی مطرح میکنند که با واقعیتهای جاری کشور و روندهای موجود فاصله جدی دارد، اما دولت بهمنظور جلوگیری از اختلاف و حفظ آرامش جامعه، از واکنش و موضعگیری پرهیز میکند.»
رئیسجمهور همچنین در بخشی از سخنان خود در نشست با مدیران وزارت علوم، تأکید کرد: «امروز با مسائل و چالشهای متعددی روبهرو هستیم و در چنین شرایطی، نحوه اطلاعرسانی و روایت واقعیتها از اهمیت ویژهای برخوردار است. متأسفانه در برخی موارد شاهد ارائه تحلیلها و روایتهایی از رسانه ملی هستیم که میتواند تصویری غیرواقعی از شرایط کشور ایجاد کند؛ این موضوع نیازمند بازنگری جدی است.»
دکتر پزشکیان پیش از این نیز نقدهایی نسبت به عملکرد رسانه ملی داشته و طرح این نقدها در فاصله زمانی کوتاه، فرصتی برای برخی افراد و جریانهای سیاسی به وجود آورده تا از لزوم تغییرات اساسی در بدنه مدیریتی صداوسیما سخن بگویند.
اظهارات رئیسجمهور درباره تحلیلها و روایتهای رسانه ملی، از یک سو بر اهمیت اطلاعرسانی دقیق و مسئولانه تأکید دارد و از سوی دیگر، پرسشهایی را درباره نقش و وظیفه رسانههای عمومی در شرایط حساس مطرح میکند. رسانه ملی به عنوان رسانهای فراگیر، طبیعی است که مخاطبانی با سلایق و نگرشهای متنوع داشته باشد و انتظار میرود این رسانه، همچون سایر رسانههای عمومی در جهان، علاوه بر انعکاس سیاستها و دستاوردهای دولت، بستری برای طرح دیدگاههای مختلف فراهم کند.
با توجه به مسئولیتهای سنگین دولت در حوزههای اقتصادی، اجتماعی و سیاست خارجی، طبیعی است که مسئولان اجرایی کشور نسبت به آثار برخی تحلیلها حساس باشند و نگران برداشتهای نادرست در جامعه شوند. این نگرانی، به خاطر این است که آرامش روانی جامعه و امید اجتماعی از عوامل مهم در پیشبرد برنامههای توسعهای کشور به شمار میروند.
با این حال، باید توجه داشت که جامعه امروز بیش از هر زمان به اطلاعات متنوع و تحلیلهای گوناگون دسترسی دارد. در چنین فضایی، رسانه ملی نمیتواند تنها به یک روایت محدود اکتفا کند و مخاطبان انتظار دارند دیدگاههای مختلف کارشناسی را بشنوند و خود به جمعبندی برسند. طرح دغدغههای مردم و نقدهای کارشناسی، در صورتی که با رعایت اصول حرفهای و اخلاق رسانهای همراه باشد، نه تنها تهدید محسوب نمیشود بلکه میتواند به تصمیمگیری بهتر و شناخت دقیقتر مسائل کمک کند.
در حقیقت، نقش رسانه ملی ایجاد پلی میان مردم و مسئولان تلقی میشود. این رسانه موظف است تا اقدامات و برنامههای دستگاههای اجرایی را به درستی منعکس کند و همچنین صدای مطالبات و نگرانیهای جامعه را به گوش تصمیمگیران برساند. هرچه این ارتباط دوطرفه مؤثرتر باشد، امکان رفع سوءتفاهمها و نزدیکی دیدگاهها نیز افزایش مییابد.
در موضوعات مهمی همچون سیاست خارجی، مذاکرات، مسائل اقتصادی و چالشهای اجتماعی نیز وجود دیدگاههای مختلف امری طبیعی است. آنچه اهمیت دارد، رعایت انصاف، استناد به واقعیتها و پرهیز از فضاسازیهای هیجانی است. رسانه ملی باید تلاش کند با حفظ این اصول، هم به تبیین سیاستهای رسمی کشور بپردازد و هم زمینه طرح پرسشها و دغدغههای کارشناسی را فراهم کند.
در نهایت، به نظر میرسد، آنچه بیش از هر چیز نیاز است، تقویت همافزایی میان دولت، رسانه ملی و سایر نهادهای مؤثر در عرصه اطلاعرسانی است. هرچه تعامل و گفتوگوی بیشتری میان این بخشها شکل بگیرد، امکان ارائه تصویری جامعتر و واقعبینانهتر از مسائل کشور بیشتر خواهد شد. رسانه ملی در این میان مسئولیتی مهم بر عهده دارد که شامل اطلاعرسانی دقیق عملکرد دولتمردان و بازتاب مطالبات و دغدغههای جامعه است؛ تحقق همزمان این دو وظیفه، اگرچه دشوار است، اما میتواند به افزایش اعتماد عمومی و انسجام اجتماعی کمک کند.